درنگ

یونگ و کشف روان - بخش سوم : خویشتن (Self)

یونگ و کشف روان - بخش سوم : خویشتن (Self)

گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بس

خویش را در خویش پیدا کن کمال این است و بس

(میرزا حبیب خراسانی)

شرق تاثیری شگرف بر اندیشه و نظریه های یونگ داشته است. وحدت بنیادین عالم، در عین تکثر و جلوه ها و تضادهای ظاهری، بن مایه فکر و فرهنگ عرفانی شرق از هزاران سال پیش تا کنون بوده است. هنودوها، آتمن را حقیقت وجود آدمی می دانند، آتمن همان خود واقعی است. همان ذره ای که خود عین حقیقت جهان یا برهمن است. در مسیر خودشناسی، شناخت آتمن نخستین قدم است. آتمن آن بخش نادیدنی و خدایی و جوهره و حقیقت وجود آدمی است و در عین حال با آن حقیقت یگانه جهان یکی است. یونگ نیز خویشتن را حقیقت روان آدمی می داند و همانند هنودوها آن را خدای درون می نامد(مجموعه آثار -7- پ 399).

1- خویشتن بزرگ ترین نیروی روان است و در عمیق ترین لایه های ناخودآگاه قرار دارد. خویشتن، کهن الگوی تمامیت و یکپارچگی و وحدت ابعاد مختلف و متضاد روان: وحدت خودآگاه و ناخودآگاه، جنبه های مردانه و زنانه، خیر وشر است. خویشتن نه تنها هسته و مرکز روان است، بلکه کل ماهیت روانی ما یعنی خودآگاه و ناخودآگاه را در بر گرفته و سامان می بخشد. خویشتن است که باعث تجلی شخصیت به عنوان یک کل یکپارچه می شود.

2-خویشتن در رویا بصورت شخصیت برتر مانند پادشاه، قهرمان، پیامبر و ناجی یا نمادهای تمامیت مانند دایره، مربع نمایان می شود و با ماندالا نشان داده می شود.

3- خویشتن تعریفی بسیار وسیع تر از کهن الگو دارد و مانند کهن الگوی کهن الگوها عمل می کند. منبع گرایش به سمت کمال و تعالی در آدمی است و در این مسیر، سایر کهن الگوها را نیز بکار می گیرد و سازمان دهی می کند.

4- خویشتن هم هدف رشد روانی و هم سازمان دهنده آن است.

یونگ می گوید: "خویشتن هدف زندگی ماست. زیرا کاملترین بیان آن ترکیب واقعی است که تفرد می نامیم". خویشتن، درجه ای است که با طی طریق می توان بدان متحقق شد. صرف دانستن این نکته که خویشتنی هست و حقیقت وجود آدمی است، تغییرچندانی در روند رشد بوجود نمی آورد. باید بسوی خویشتن گام برداشت. این سفر بسوی خویشتن را یونگ فرآیند فردییت نامیده است.

فرآیند فردییت، بطور خلاصه پیراستن روان از نقاب ها، پذیرفتن تضادها، روبرو شدن با سایه و نیمه تاریک وجود و پذیرش آن و آشتی با جنبه های مردانه و زنانه روان است.

گام برداشتن در مسیر تفرد بسیار مشکل و گاهی دردآور است. مستلزم رویارویی و پذیرش بسیاری از جنبه های منفی شخصیت و عبور از تاریکخانه ها و گیر و گرفت های روح است که معمولا ترجیح می دهیم با فرافکنی و انکار خود را مبرا از آنها بدانیم.

حاصل این سفر، سازش خود با خویشتن و تولدی دوباره است. انسانی تمامیت یاقته، مستقل و یگانه. اما تا پیش از رسیدن به این منزلگاه، خویشتن، جوهر فردیت آدمی است و مانند قبله ای، جهت زندگی روانی ما بسوی اوست و بدان سو کشش دارد.

زندگی از دید یونگ زمانی حقیقی است که در جهت خویشتن باشد، زندگی در مسیری غیر از این را یونگ زندگی نزیسته می داند. زندگی در مسیری نادرست که متعلق به ما نبوده است. مسیری که رقابت های بیهوده بر ما تحمیل کرده، مسیری که اندیشه های موروثی به ما تحمیل کرده، مسیری که انتظارات جامعه و والدین بر ما تحمیل کرده و...

منابع:

  • The Collected Works of C. G. Jung (complete Digital Edition)
  • ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها، کارل گوستاو یونگ - مترجم: ابوالقاسم اسماعیل پور- نشرقطره
  • انسان و سمبولهایش- کارل گوستاو یونگ،ماری لویزفون فرانتس، جوزف ال. هندرسن، دکتر آنیه لایافه، یولانده یاکوبی - مترجم: محمود سلطانیه - نشر جامی
  • خاطرات، رویاها، اندیشه ها کارل گوستاو یونگ - مترجم:   پروین فرامرزی - نشرآستان قدس رضوی
بعد از مطالعه این مطلب
برچسب ها
اشتراک گذاری در :
امین برهمند
مشاور و مدرس کسب و کارها در حوزه فن آوری اطلاعات

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه