درنگ

یونگ و کشف روان - بخش اول: خودآگاه و ناخودآگاه شخصی

یونگ و کشف روان - بخش اول: خودآگاه و ناخودآگاه شخصی

پیش نوشت : در این نوشتار "خود" برای" Ego" و "خویشتن" برای " Self" گزیده شد. برگردان یکسانی برای این واژه ها نیست. برخی "ego" را "من" و "Self" را "خود" گرفته اند.

 

با وجود تمام پیشرفت ها در عرصه علم و تکنولوژی و دگرگونی که در چهره جهان بیرون بوجود آورده ایم، هنوز هم جهان درون یعنی جان و روان آدمی، سرزمین ناشناخته هاست و پرسش های بی پاسخ فراوانی در این وادی پیش روی ما قرار دارد.

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست

لیک کس را دید جان دستور نیست

روان را نمی توان زیر میکروسکوپ برد. نظریات و مدل هایی که روان کاوانی چون فروید و یونگ استخراج کرده اند حاصل کار و مشاهدات بالینی آنها بوده. فروید را پدر علم روانکاوی می دانند. واژه ناخودآگاه را اول بار او برای اشاره به بخشی از روان که برای انسان هنوز هم چندان شناخته شده نیست برگزید.

پیش از فروید، ظهور و بروز ناخودآگاه را می شناختند. گاه "بی خود بودن" را که امروزه بروز ناخودآگاهش می خوانیم امری مقدس شمرده می شد و گاهی جنون و سودازدگی. اما فروید با نام نهادن بر آن و جلب توجه ما به این بخش، از واقعیتی بزرگ درباره دنیای درون انسان پرده برداشت.

در این سلسله نوشتار سعی خواهد شد نقشه و ساختمانی که یونگ از روان آدمی بدست می دهد، ساده و خلاصه تشریح شود. در بخش های نخستین، به نظریات فروید رجوع کرده ایم. هم برای گشوده تر شدن موضوع و هم نشان دادن تاثیری که فروید بر یونگ داشته است.

فروید روان انسان را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم بندی کرد. تلقی یونگ از ناخودآگاه علیرغم اشتراکات فراوانی که با فروید داشت، متفاوت بود. یونگ نیز روان انسان را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم کرد اما ناخودآگاه نزد یونگ خود شامل دو بخش ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی بود.

تصویر زیر شمایی از ساختمان روان، در نظریات یونگ است که در کتاب تحلیل رویا درج شده:

مدل یونگ از روان

1- خودآگاه، هر آنچه از آن وقوف داریم.

مانند اندیشیدن و تحلیل منطقی (یونگ، تحلیل منطقی را وجه تمایز خودآگاه می داند). آنچه امروز علم خوانده می شود ازخودآگاهی حاصل می شود.

"خود" یا Ego مرکز خودآگاهی است و به ما حس هویت می دهد.

یونگ "خود" و آگاهی را بسیاری مواقع یکی گرفته است. "خود" در پی حفظ امنیت و تسلط و به عبارت دقیق تر احساس تسلط است. از این رو بسیاری از امیال و بروز های ناخودآگاه را که ناسازگار بداند، سرکوب می کند و خاطراتی از این دست را از دایره خودآگاهی، واپس می راند.

این بخش از روان برای ما شناخته شده و در دسترس است و در واقع هوشیاری آنی ماست. قرن ها بواسطه آن، احساس تسلط بر اعمال، رفتار و اندیشه های خود داشته ایم. فروید با کشف ناخودآگاه، انسان را از کرسی تسلط بر خود پایین کشید و بعد ها یکی از پیروان مکتب فروید، ژاک لکان، نشان داد که این احساس تسلط سرابی بیش نیست.

پرسونا یا نقاب (Persona)در تعامل با دیگران و جامعه ساخته می شود.

نقاب پوششی است که Egoبرای پنهان ساختن ماهیت حقیقی خود از دیگران ایجاد می کند. در واقع نقاب بر چهره می گذاریم و می خواهیم دیگران ما را آنگونه ببینند. و البته ما هم از طریق همین نقاب به دنیا نگاه می کنیم.

به هر حال فرد، تصویری از خواست دیگران دارد و عامدانه یا غیر عامدانه نقابی برای پذیرش خود نزد آنها یا تاثیر گذاری بر آنها، بر مبنای آن تصویر ایجاد می کند.

قاب  (Persona)  در تعامل با دیگران و جامعه ساخته می شود

یونگ می گوید: "خودآگاه ما متوجه چیزی است که جهان می نامیم. برایِ اینکه بتوانیم در جهان حرکت کنیم به تلقی یا پرسونا نیاز داریم که نقاب یا ماسکی است که با آن به جهان می نگریم. افرادی که پرسونایِ بسیار قوی دارند،چهره هایِ بسیار نقاب وار دارند. زنی را در میانِ مراجعانم به یاد دارم که چنین چهره و قیافه ای داشت. برایِ مردان موجودی آنیمایی بود،اسرار آمیز و مجذوب کننده، درست به خاطرِ نقابش ... می گفتند که آن زن طبعِ متعادل و بسیار مسالمت جویی دارد، اما او در درون خلافِ این بود، پاره پاره و آکنده از تناقض هایِ عجیبِ شخصیتی بود. این زن بدونِ آن نقاب کاملاً معمولی می شد و جذابیتی نداشت.پرسونا در حقیقت رنگی است که ما به قیافۀ مان می مالیم."

نقاب داشتن گاهی لازم و ضروری است. برای نمونه رعایت آداب در جمع، گاهی به معنی رفتار بر اساس اصولی است که هنوزبرای شخص درونی نشده است.

گاهی هم شخص عامدانه و آگاهانه از نقاب استفاده می کند زیرا از پرداخت بهای حقیقی بودن، سر باز می زند.

گاهی فرد از برداشتن نقاب واهمه دارد. یا ممکن است در نقاب خود غرق شود و خود را با آن یکی پندارد. در این حالت شخص در معرض مشکلات روانی قرار خواهد گرفت.

 

2- ناخودآگاه مشتمل بر تمامی پدیده های روانی است که فاقد کیفیت وقوف و آگاهی هستند.

ناخودآگاه شامل چه محتویاتی است؟

فروید ناخودآگاه را همچون انبار و بایگانی از آنچه توسط خودآگاه، در طول حیات واپس رانی کرده یا آنچه فراموش کرده ایم می دانست. او همچنین غرایز را که موروثی نژاد بشر هستند بخشی از ناخودآگاه می دانست.

ناخودآگاه شامل محتویاتی است که آگاهانه توسط "خود" بدلیل ناسازگاری یا خلاف عرف یا اخلاق بودن واپس رانی شده اند. به بیان دیگر "خود" آگاهانه آنها را سرکوب کرده و به ناخودآگاه رانده است. مانند برخی خاطرات، امیال و افکار.

همچنین ناخودآگاه شامل محتوایی است که فاقد انرژی لازم برای حضور در خودآگاه هستند اما ناسازگاری با "خود" ندارند. این محتوا شامل دو بخش است:

بخش اول دریافت های حسی نیمه خود آگاه که بدلیل مورد توجه نبودن در شعاع خودآگاهی ما قرار نمی گیرند و به ناخودآگاه رانده می شوند. برای نمونه چشمان ما بسیاری چیزها را می بیند اما به لحاظ اینکه مورد توجه نبوده اند گویی اصلا آنها را ندیده ایم یا خیلی صداها را می شنویم اما به اصطلاح "گوش نمی دهیم" یعنی توجه نمی کنیم و در خودآگاه ما قرار نمی گیرند. یونگ می گوید این دریافت های حسی نیمه خودآگاه نقش مهمی در زندگی روزمره ما ایفا می کنند و بی آنکه خودمان متوجه باشیم بر روی واکنش هایمان در برابر رویدادها و برخوردمان با مردم اثر می گذارند.

بخش دوم محتواهایی است که فراموش شده اند. اهمیت خود را از دست داده اند. یا بدلیل اشغال شدن خودآگاه توسط ادراک ها و انگاره های تازه از شعاع دید خودآگاهی ما خارج شده اند. یونگ می گوید این فراموشی پدیده ای لازم و طبیعی است. خودآگاهی ما به هر حال ظرفیتی دارد و اگر این فراموشی پدید نیاید ذهن ما آنقدر اشباع می شود که دیگر توانایی تحمل را از دست می دهد.

به هر حال آنچه به هر نحوی دریافت کرده ایم در روان ما ثبت می شود. و آنچه در ناخودآگاه ضبط و بایگانی کرده ایم ممکن است از طریق زنجیره ای از تداعی ها یا با هیپنوتیزم یا در خواب، به خودآگاه کشیده شوند.

یونگ نمونه ی را از نیچه، فیلسوف آلمانی نقل می کند:

"خود من نمونه بسیار جالبی را در کتاب چنین گفت زردشت نیچه کشف کرده ام که در آن نویسنده کلمه به کلمه از گزارش واقعه ای که در سال 1686 در یک کشتی اتفاق افتاده بود نقل کرده است. بر حسب تصادف من این گزارش را در کتابی که در سال 1835 چاپ شده بود خواندم، و از سبک عجیب آن که با زبان نیچه تفاوت داشت حیرت کردم. از این روی پی بردم که به طور حتم نیچه هم این کتاب را خوانده است، بی آنکه در کتاب خود اشاره ای به این ماخذ کرده باشد. من برای خواهر نیچه که در آن زمان هنوز در قید حیات بود نامه ای نوشتم، او در پاسخ تایید کرد وقتی برادرش 11 سال داشته آن کتاب را با هم خوانده بودند. نمی توان به این نتیجه رسید که نیچه با این کار به سرقت ادبی دست زده است. به باور من پس از گذشت پنجاه سال به گونه ای غیر منتظره آن محتوا به حوزه خودآگاه ذهن نیچه راه یافته است."

یونگ این بخش از ناخودآگاه را که شخصی است و محتوای آن در طول حیات شخص ایجاد می شود و در واقع حاصل گذشته شخص است، ناخودآگاه شخصی نام نهاد.

محتویات ناخودآگاه شخصی که تا کنون به اختصار تشریح شد، می توانند حول یک موضوع مشخص با هم جمع و سازمان یابند و تاثیری قوی بر نگرش ها و رفتارهای شخص داشته باشند و منشا آنها معمولا ضربه های روحی است که در گذشته شخص اتفاق افتاده است. یونگ برای توصیف این پدیده روانی اصطلاح عقده (Complex) را بکار گرفت.

یونگ در سال های 1902 تا 1903 و از طریق آزمون تداعیات عقده روانی را کشف کرد. این آزمون هنوز هم راهی برای کشف عقده ها برای روان درمانگر محسوب می شود. منشا عقده ها معمولا جراحات روانی و ضربه های روحی است و هنگامی که فرد با موضعی که عقده حول آن شکل گرفته روبرو می شود، عقده فعال می شود. برای نمونه عقده مادر هنگامی فعال می شود که شخص با موضوعی در حول موضوع مادر روبرو می شود.

ناخودآگاه شخصی بیشتر از عقده ها تشکیل می شود. پدیده هایی روانی که گونه ای زندگی انگلی در ناخودآگاه دارند. هر فردی دارای عقده است و با این تعریف هر فردی می تواند عقده های مخصوص و منحصر به خودش را داشته باشد.

عقده ها می توانند روی نگرش ها و رفتارهای ما تاثیر داشته باشند و حتی مانند یک شخصیت فرعی عمل کنند و خود را بر خودآگاه تحمیل کنند. شخصیت فرعی بدین سبب که عقده ها در "من" ادغام نمی شوند و بصورت گسسته باقی می مانند. هرچند گاهی چنان در ناخودآگاه ما ریشه دوانده اند که به نظر می رسد هویت حقیقی ما هستند.

عقده ها خود مختارند و از استقلال عمل ویژه ای برخوردارند. یونگ می گوید: "عقده به محض ظهور، به طرز محسوسی خودآگاه را فاسد می کند. ما را وا می دارد به شیوه و دلخواه او موضوعات و مسایل را درک کنیم. به عبارتی دیگر مرتکب سوء تفاهماتی با لحن خاص عقده شویم. پاسخ های تحت تاثیر عقده ها خاطره ی ماندگاری به جا نمی گذارند، حتی به کلی فراموش می شوند، تا آن جا که اعتبار مشاهداتمان را از بین می برد و حتی ما را وا می دارد به خود دروغ بگوییم و بر ضد خویش قیام کنیم. چون وقتی عقده ای بر ما حاکم می شود دیگر خودمان نیستیم."

جیمز هالیس، روانکاو پیرو مکتب یونگ می گوید: "عقده ها توسط گذشته ما تولید می شوند. ما نمی توانیم از آنها اجتناب کنیم. حتی بسیاری اوقات نمی فهمیم که از روی عقده عمل می کنیم؛ زیرا هنگامی که عقده ای فعال می شود بر ناخودآگاه ما حکمرانی می کند. شاید حضور عقده ها را فقط زمانی که آسیب خود را وارد کردند تشخیص دهیم. یا از فعال شدن آنها زمانی آگاه شویم که در جسم خود احساس تحول و تغییر کنیم؛ زیرا این انرژی همواره بر بدن تاثیر می گذارد. لرزش های شدید، سفت شدن گلو، عرق کردن کف دست و غیره علائمی هستند که نشان می دهند، عقده فعال شده است."

بحث تکمیلی پیرامون عقده ها نیازمند طرح مقدمات دیگری است و بدلیل اهمیت فراوان آن، به آینده موکول می شود.

یونگ ناخودآگاه را بسیار والاتر و بالاتر از آن می دانست که صرفا انبار وبایگانی از خاطرات و تمایلات واپس رانده یا فراموش شده باشد. او اعتقاد داشت "ناخودآگاه، نطفه و خواستگاه وضعیت و افکار آینده روح است" . او می گوید ممکن است محتویاتی از ناخودآگاه به خودآگاه ما وارد شوند که تا کنون هرگز در خودآگاه ما نبوده باشند و کشفیات مهمی را که در تاریخ علم به مدد الهامات ناگهانی و ناخودآگاهانه رخ داده اند یا احساسات پیش از وقتی را که باعث شده اند تعداد زیادی از مردم وقایع را پیش از حادث شدن احساس کنند مثال می زند و می گوید: " ناخودآگاه می تواند محل رویش نظرهای تازه و خلاق باشد."

ممکن است برای ما نیز اتفاق افتاده باشد که ناگهان احساس نگرانی از وقوع حادثه ای کنیم یا وقوع حادثه ای در آینده را در خواب ببینیم. مسیله ای را در خواب حل کنیم. یا ایده یک آفرینش هنری به ما الهام شود. یونگ ناخودآگاه را منشا همه این جوششها، خلاقیت ها و احساس های پیش از وقت می دانست.

فروید هم روی تاثیر ناخودآگاه بر هنر و آفرینش هنری تاکید داشت اما مکانیسم والایش امیال (بخصوص میل جنسی) را عامل مهم و اساسی می دانست.

منابع:

  • ضمیر پنهان: نفس نامکشوف، کارل گوستاو یونگ - مترجم: ابوالقاسم اسماعیل پور- نشرقطره
  • انسان و سمبولهایش- کارل گوستاو یونگ،ماری لویزفون فرانتس، جوزف ال. هندرسن، دکتر آنیه لایافه، یولانده یاکوبی - مترجم: محمود سلطانیه - نشر جامی
  • تحلیل رویا: گفتارهایی در تعبیر و تفسیر رویا - کارل گوستاو یونگ - مترجم: رضا رضایی - نشر افکار
  • انسان در جستجوی هویت خویشتن - کارل گوستاو یونگ - مترجم: محمود بهروزی - نشر جامی
  • یونگ، خدایان و انسان مدرن، آنتونیو مورینو - مترجم داریوش مهرجویی - نشر مرکز
  • خودآموز يونگ - رود اسنودن -مترجم نورالدين رحمانيان - نشر آشیان
  • مرداب روح - جیمز هالیس - انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی 
بعد از مطالعه این مطلب
برچسب ها
اشتراک گذاری در :
امین برهمند
مشاور و مدرس کسب و کارها در حوزه فن آوری اطلاعات

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه