وقتی بهتر بودن بهتر نیست

وقتی بهتر بودن بهتر نیست

وقتی بهتر بودن بهتر نیست

همه ما با مفهوم رقابت آشنا هستیم. با آن بزرگ شده ایم. و تقریبا همه جا با آن سر و کار داشته ایم. بیشتر تلاش کن تا بهتر باشی. نمره بهتری از همکلاسی ها بگیری. سریعتر به خط پایان برسی. رزومه بهتری داشته باشی و ...

بهتر بودن در مقایسه با دیگران ، الگویی است که از کودکی در ذهن ما با مفهوم رقابت آمیخته شده است.

مسیر مشخصی وجود دارد، اصول مشخصی برای ارزیابی و در نهایت تلاش و سخت کوشی در همان مسیر تعریف شده باعث میشد تا ما بهتر باشیم.

همین الگو در مورد رقابت در کسب و کارها نیز بکار گرفته می شود. رقابت اما در کسب وکار بر سر کسب سود بیشتر یا کسب سهم بیشتر از توجه مخاطب است. و برای رسیدن به این اهداف ، تغییر قیمت، ویژگی یا مزایا و بهبود تدریجی محصول، مسیر از پیش تعریف شده برای بهتر بودن است.

رقابت با این مفهوم بر سر کسب ترجیح مشتری است. ما می کوشیم نسبت به رقبا جایگاه بهتری را در یک دسته بندی محصول یا یک زیر دسته کسب کنیم و مشتری در نهایت ما را به دیگران ترجیح دهد! (ترجیح برند)

چرا بهتر بودن بهتر نیست؟

1- عدم پایداری مزیت رقابتی. بهتر بودن با این مفهوم یعنی شرکت در مسابقه ای که مسیر از پیش تعیین شده ای دارد. دیگران هم با این مسیر آشنا هستند. هر لحظه ممکن است رقیبی از راه برسد و پیشنهاد قیمتی پایین تری داشته باشد، از تکنولوژی بالاتری بهره ببرد، مدرک بالاتری داشته باشد یا از سطح مهارت بالاتری برخوردار باشد و جایگاه شما را اشغال کند.

2- معمولا ویژگی ها و مزایا براحتی توسط رقبا کپی می شوند. و بدتر اینکه ویژگی جدید وقتی توسط رقبا تقلید می شود تبدیل به قاعده بازی و استاندارد می شود!

3- افزودن یک ویژگی و بهبود تدریجی هزینه دارد

4- در این جنگ، مشتری بدون هیچ تعهد اضافه ای به شما و محصول شما مزیت بیشتری کسب می کند. مشتری معامله گر می شود و رویکرد او کسب مزیت بیشتر از شما یا رقبای شما خواهد بود.

در نوشته های بعدی به بررسی استراتژی هایی برای رقابت و اجتناب از چرخه بهتر بودن خواهم پرداخت

برچسب ها
میانگین آرا این مطلب : 0 از مجموع 0 رای
اشتراک گذاری در :
امین برهمند
مشاور و مدرس کسب و کارها در حوزه فن آوری اطلاعات

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه