شرح التعرف لمذهب التصوف، قدیمی ترین کتاب فارسی در موضوع تصوف

شرح التعرف لمذهب التصوف، قدیمی ترین کتاب فارسی در موضوع تصوف

شرح التعرف لمذهب التصوف، قدیمی ترین کتاب فارسی در موضوع تصوف

"شرح التعرف لمذهب التصوف" توسط خواجه امام ابو ابراهیم اسماعیل بن محمد مستملی بخاری در قرن پنجم هجری کتابت شده و اولین کتاب در زبان فارسی است که در موضوع تصوف نوشته شده است.

او می گوید :

" اصحاب از من درخواستند تا کتابتی جمع کنم مشتمل بر دیانات و معاملات و حقایق و مشاهدات و اشارات به پارسی تا فهم ایشان مر آن را اندر یابد و به عبارت غلط نکنند، که غلط اندر توحید کفر باشد. اجابت کردم به حسب طاقت و بناکردم بر کتابی که شیخ ما ابوبکربن اسحاق محمدابن ابراهیم بن یعقوب البخاری الکلابادی رحمه الله تالیف کرده است نام وی (( کتاب التعرف لمذهب التصوف)) و من آن کتاب را به شرح کردم تا به سخن پیران متقدمان تبرک کرده باشم. و نیز مقتدی باشم نه مبتدی ، تا کسی بر من عیبی نکند، و هرچه گفتم موکد کردم به آیتی از کتاب خدای عز و وجل ، یا به خبری از رسول صلوات الله علیه و علی آله ، یا به مسئله ای از فقه . و اندر این کتاب یاد کردم اعتقاد در توحید و دیانات و احوال و مقامات و حقایق و مشاهدات و رموز و اشارات و سخن مشایخ حکایات بر طریق سنت و جماعت ".

این کتاب دو دسته مخاطب داشته است: دسته اول اصحاب و یارانی که از او درخواست نوشتن کرده اند و دسته دوم مخاطبانی که اگرچه از او درخواست نوشتن نکرده اند اما بواسطه کج فهمی هایشان همیشه موجب آزار و اذیت و حتی به دار آویخته شدن این قوم بوده اند.

نثر کتاب، ساده و بی تکلف است. بیش از آنکه به شیوایی سخن یا پارسی بودن کلمات اصرار کند به سادگی و قابل فهم بودن مطلب برای مخاطب تلاش کرده است و به همین منظور از نقل قول ها و حکایات فراوانی در شرح موضوعات یاری گرفته است.

تصوف ایستا نبوده و نیست، تا آنجا که حتی معنا و مفهوم اصطلاحات آن در دوره های تاریخی مختلف تغییر کرده است. به همین علت این کتاب نمی تواند مرجعی برای شناخت تصوف باشد اما نمایانگر فکر و فرهنگ عرفانی در قرن چهارم و پنجم هجری قمری است.

مقدمه، ترجمه و تفسیر جمله به جمله دیباچه کتاب کلابادی است. فصل اول کتاب به شرح و تفسیر و ریشه یابی واژه تصوف و صوفی اختصاص داده شده است.

فصل دوم تذکره ای است خلاصه از حالات و مقامات و اقوال بزرگان تصوف. سپس توضیح و تشریح عقاید و اصطلاحات و آداب و رسوم با فصل توحید آغاز میشود و در فصل شصت و هشتم با موضوع سماع به پایان می رسد.

بخش هایی از کتاب :

و معنی جبر شکسته بندی باشد. و شکسته بند را به زبان عرب جبار گویند، از این معنی خدای عز و جل را جبار گفتند. معنی وی آن باشد که همه شکسته های مردمان وی درست کند، و تقصیرهای مطیعان وی درست کند، و گناهان عاصیان وی آمرزد، و تباهی ها را وی به صلاح آرد. بدین معنی وی را جبار خوانند.

مثل دنیا چون سایه مردم است. چون روی به سایه آری بگریزد و چون پشت بر او آری، از پی تو دود.

در حکایت چنین آورده اند که حاتم کر به بغداد درآمد. خلیفه را خبر دادند که زاهد خراسان آمده است. کس فرستاد و او را بخواند تا ورا ببیند، چون اندر آمد خلیفه را گفت السلام علیک یا زاهد. خلیفه اورا گفت من زاهد نیستم. که همه دنیا زیر فرمان من است، زاهد توای. گفت لا بل زاهد توای که خدای تعالی گفت : متاع الدنیا قلیل. زاهد آن باشد که به قلیل قناعت کرده باشد و تو به قلیل قناعت کرده ای. من به دنیا و عقبا قناعت نمی کنم چگونه زاهد باشم؟!

و در قصه زلیخا چنین آورده اند که چون محبت بر او غالب گشت همه صفات او یوسف گشت. به وقت سرما ذکر یوسف بر زبان راندی، تا به یوسف نگه کردی خوی از او روان گشتی. و گر به گرما یوسف را یاد کردی تا بدو نظاره کردی به راحت افتادی. و گر به گرسنگی یوسف را یاد کردی از طعام مستغنی گشتی.

برچسب ها
اشتراک گذاری در :
امین برهمند
مشاور و مدرس کسب و کارها در حوزه فن آوری اطلاعات

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه