اهمیت خودشناسی در برندسازی شخصی

اهمیت خودشناسی در برندسازی شخصی

اهمیت خودشناسی در برندسازی شخصی

خودشناسی از آن دسته مفاهیمی است که در حوزه های مختلفی مورد تاکید قرار گرفته است. عرفان، مذهب، شاخه های مختلف روان شناسی و روان کاوی، موفقیت، جامعه شناسی و حتی اقتصاد و اخیرا برند سازی شخصی یا پرسونال برندینگ نمونه هایی از این حوزه ها هستند.

در هر کدام از این حوزه ها معمولا مفهومی از انسان ارایه می شود یا مدل هایی برای شناخت انسان و ویژگی هایش پیشنهاد می شود که با وجود نقاط مشترک، تفاوت های بسیار زیادی با هم دارند.

بدیهی است در هر شاخه ای از برندسازی که باشید باید شناخت جامعی از آنچه می خواهید به برند تبدیل کنید داشته باشید. در برند سازی شخصی نیز بخشی از این شناخت جامع "خودشناسی" است. و به نوعی سنگ بنای اصلی در ساخت برند شخصی است زیرا معماری برند بر اساس این شناخت طرح ریزی و بنا نهاده می شود.

خودشناسی در برندسازی شخصی شامل بخش های زیر است :

  • شناخت استعدادها، مهارتها (استعداد با مهارت تفاوت دارد. استعداد ذاتی است و مهارت آموختنی) و کشف آنچه برای انجامش شوق داریم و ویژگی ها
  • شخصیت شناسی برای شکل دهی آگاهانه تر شخصیت برند (Brand Personality)
  • شناخت و اولویت بندی ارزشهای فردی

در نهایت، خودشناسی در برندسازی شخصی می خواهد به ما کمک کند تا چشم انداز و ماموریتی برای خود تدوین کنیم که یکپارچگی و همسویی کاملی با استعدادهای ذاتی و توانایی های ما و آنچه واقعا برای انجام آن شوق داریم داشته باشد.

از این زاویه می توانیم بگوییم : یکی از کارکردهای برند سازی شخصی ، تطابق دادن بین آن کسی که هستیم و آنچه انجام می دهیدم است.

برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ، اساسا برای دست یابی به موفقیت بیشتر است. موفقیت یک تصویر ذهنی است و برای هر شخصی جنس و تعریفی دارد که مخصوص اوست. اما به عنوان یک تعریف کلی می توان موفقیت را رسیدن به اهداف و تحقق چشم انداز دانست.

آلن دوباتن در کتاب "شغل مورد علاقه" می گوید: 

"برخی از موانع در راه یافتن شغلی رضایت‌بخش:
۱- فقدان مهارت‌های لازم
۲- فقدان اطلاعات در مورد فرصت‌های موجود
۳- فقدان هدف منسجم
...
مهمترین مانع از بین سه مانع این است که ندانیم در پی چه هستیم. اگر این مانع برطرف نشود، تحصیلات و فرصت‌های موجود در بازار کار نمی‌توانند وعده‌های خویش را عملی سازند."

تنها با داشتن چنین آگاهی از خود است که می توانیم اطمینان خاطر داشته باشیم در مسیری گام نهاده ایم که متعلق به ماست و با تکیه بر خودشناسی ترسیم شده است نه فشارجامعه، خانواده، الگوی اشتباه بهتر بودن و نه از روی نگاه و قضاوت دیگران.

همه ما نتیجه نداشتن این خودشناسی را دیده یا تجربه کرده ایم. برای مثال بارها دیده ایم که شخصی بدون توجه به استعدادهای ذاتی خود وارد یک رشته دانشگاهی می شود فقط به این دلیل که آینده روشنی داشته باشد اما کم کم متوجه می شود این رشته و این کار با او تناسب ندارد. یا کسانی که در کاری اشتغال دارند که اگرچه درآمد حاصل شده اما دچار فرسودگی و خستگی شده اند و هیچ رضایتی از آنچه انجام می دهند ندارند. بقول نادر ابراهیمی " آنچه هنوز تلخ‌ترین پوزخند مرا برمی‌انگیزد «چیزی‌شدن» از دیدگاه آنهاست. آن‌ها که می‌خواهند ما را در قالب‌های فلزی خود جای بدهند "

شما می توانید با صرف پول، وقت و تلاش بیشتر، مهارتی را اکتساب کنید و به هدفی که در ذهن داشته اید برسید. اما اگر این مهارت با استعدادهای شما همخوانی نداشته باشد مجموعه این فعالیت ها شما را دچار خستگی و فرسودگی خواهد کرد. در مقابل کارهایی را بیاد آورید که از انجام آنها احساس خستگی نکرده اید یا در انجام آنها گذر زمان را فراموش کرده اید. کارهایی که برای انجام آنها شوق داشته اید و از مهارت هایی استفاده کرده اید که بر مبنای استعدادهای ذاتی شما توسعه پیدا کرده اند.

بعد از مطالعه این مطلب
برچسب ها
اشتراک گذاری در :
امین برهمند
مشاور و مدرس کسب و کارها در حوزه فن آوری اطلاعات

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه