مدیریت و بازاریابی>برندسازی شخصی

استراتژی های جایگاه سازی برند شخصی

استراتژی های جایگاه سازی برند شخصی

پیش نوشت 1:  جایگاه سازی اولین بار توسط ال ریس و جک تراوت مطرح شد. آنها جايگاه سازی را تلاشی آگاهانه برای گزينش جایگاهی خاص می دانستند، که میخواهیم در ذهن مخاطبین در قیاس با رقبا داشته باشیم! به بیانی دیگر، جایگاه سازی طرح و برنامه ای است که در جانب صاحب برند  تدوین می شود و در بازار پیاده سازی می شود تا آن تصویر و جایگاهی که مد نظر دارد در ذهن مخاطبین در قیاس با رقبا ایجاد گردد.

پیش نوشت 2 : این مطلب از فصل چهارم کتاب "شما برند هستید" از خانم کاترین کاپوتا استراتژیست برند، سخنران و نویسنده چندین عنوان کتاب در حوزه برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ گرفته شده است. در میان کتاب های برندسازی شخصی که تا کنون مطالعه کرده ام این اولین کتابی است که در مورد جایگاه سازی و استراتژی های برند شخصی صرفا به ذکر راهکارها و فرمولهای کلی بسنده نکرده است و 10 استراتژی برند شخصی را در این فصل از کتاب خود تشریح کرده است.

بی ارتباط نیست بدانیم ایشان شاگرد ال ریس و جک تراوت نویسندگان کتاب مهم و معروف "جایگاه سازی نبردی در ذهن" بوده اند.

 

1- اولین باشید

بکوش اولین باشی، هیچ‌کس به خاطر نخواهد آورد دومین نفری که از در وارد شد چه کسی بود. (والتر هیگن)

در هر حرفه ای که باشیم می توانیم اولین های جدیدی بوجود بیاوریم. همه از مزایای اولین بودن مطلع هستند. اولین بودن معمولا منجر به رهبر بودن نیز خواهد شد.

مایکل دل اولین کسی بود که فروش مستقیم رایانه شخصی را راه اندازی کرد و اکنون بزرگترین فروشنده مستقیم سیستم‌های رایانه‌ای در دنیاست.

جف بزوس اولین فروشگاه آنلاین کتاب را ایجاد کرد و هنوز هم شماره یک این بازار است.

اولین بودن استراتژی خوبی برای کارآفرینان و کسانی است که دست به خلق و ایجاد محصولات جدید میزنند.

گاهی اول بودن صرفا با کشف یک بخش از بازار که نیاز برطرف نشده ای دارند بدست می آید.

گاهی برای اول بودن باید یک دسته یا زیردسته جدید در کسب و کار خود ایجاد کنید. اگر به این موضوع علاقه مند هستید دیوید آکر کتابی دارد که باید حتما بخوانید "ارتباطات برند: رقبایتان را غیر مرتبط سازید"

 

2-رهبر باشید

راههای زیادی برای رهبر بودن وجود دارد. شما می توانید رهبر دپارتمان یا شرکت خود یا حتی خیریه مورد علاقه خود باشید. یا ممکن است رهبر فروش در سازمان یا بخشی از بازار باشید.

بسیاری از حرفه ای ها ادعای رهبر بودن دارند و احساس می کنند مانند یک رهبر عمل می کنند اما ادراک دیگران از آنها "رهبر بودن" نیست. شما باید با ایده هایتان دیگران را رهبری کنید و یک نمونه و مثال برای دیگران باشید. به عنوان یک رهبر باید بتوانید ایده های خود را طوری بیان کنید که در یادها بماند و بتوانید الهام بخش دیگران باشید.

 

3- اتخاذ جایگاه ضد رهبر

به همان اندازه که رهبران بخشی از اسطوره های ما هستند شورشیان نیز جایگاه خود را دارند. آنها که از مسیر همیشگی و مقرر شده پیروی نمی کنند. چالشگران!

فولکس واگن برای جایگاه سازی در بازار ماشین آمریکا از این استراتژی استفاده کرد. ماشینی کوچک با شعار “Think Small”در برابر تمامی ماشین هایی که آن زمان ساخته می شدند و هیکلی بزرگ داشتند.

در برندسازی شخصی مایکل مور کارگردان آمریکایی نمونه کلاسیک این استراتژی محسوب می شود.

اتخاذ این استراتژی ریسک بالایی دارد و برای کسانی مناسب است که نسبت به جایگاه خود اعتماد و اطمینان کامل دارند یا چیزی برای از دست دادن ندارند.

اتخاذ این استراتژی برای کارآفرینان نیز می تواند گزینه مناسبی باشد. شما باید نقاط تمایز کسب کار خود را به عنوان نقطه مقابل آن چیزی که رهبر بازار نقطه قوت خود می داند جایگاه سازی کنید. شما و شرکت شما به عنوان سمبلی از هر آنچه که لیدر بازار نیست شناخته می شود.

به عنوان مثال :

رهبر بازار بزرگ است : شما به عنوان کوچک و چابک

رهبر بازار یک محصول بدون شخصی سازی دارد : شما با محصولی که دارای قابلیت شخصی سازی است

 

4- صاحب یک ویژگی شوید

رایج ترین استراتژی در برند سازی تصاحب یک ویژگی است. مرسدس بنز استراتژی برند خود را بر مبنای پرستیژ قرارداده است. ولوو امنیت را به عنوان استراتژی خود انتخاب کرده است.

شما باید یک ویژگی مناسب را برای خود انتخاب کنید. ویژگی که توسط دیگران اشغال نشده باشد و برای مخاطبین شما نیز ارزشمند باشد و استراتژی برند خود را بر اساس آن ویژگی ایجاد کنید.

 جایگاه سازی برند ولوو با ایمنی

5- استفاده از یک ترکیب یا فرمول جادویی یا اختراع یک فرآیند و روش یا رویکرد جدید

این استراتژی برای مشاوران، پزشکان، محققان، سرآشپزها، دانشمندان و متخصصانی به خوبی کار می کند در کارشان از یک فرمول یا ترکیب جادویی مخصوص به خودشان یا روش و فرآیندهای مخصوص به خودشان بهره می برند.

فرمول جادویی دکتر ایکس و ...

 

6- متخصص باشید

شما باید در یک حوزه متخصص باشید (یا بشوید). هدف این است، در حوزه ای که برای متخصص بودن انتخاب کرده اید به عنوان فردی شناخته شده و اصلی مطرح شوید. بخاطر داشته باشید همه کاره بودن در ذهن دیگران بصورت هیچ کاره بودن معنا می شود و استراتژی هوشمندانه ای در برند سازی شخصی نیست. هر چه تمرکز بیشتری داشته باشید برند شما قدرتمندتر خواهد بود.

از خود بپرسید :

در چه زمینه هایی تخصص دارم؟

متخصصین اصلی این حوزه چه کسانی هسستند؟ چه نقطه نظر و دیدگاهی نسبت به موضوع دارند ؟ دیدگاه من در این تخصص چه تفاوت هایی با آنها دارد؟

ترکیب مهارت ها و دانش شما گاهی اوقات می تواند راهی جدید برای نگاه کردن به موضوع و خلق یک دیدگاه تازه باشد. یا بشما کمک کند بتوانید تفسیر جدید از موضوع ارایه کنید.

برای مثال یک طراح وب که می تواند از ترکیب مهارتش در طراحی وب و دانشش در مکتب روانشناسی گشتالت سبک طراحی منحصر بفرد خودش را بوجود بیاورد.

نکته اول : تخصصی را انتخاب کنید که با استعدادهای ذاتی شما همخوانی داشته باشد و شور وشوق کافی برای فعالیت در آن حوزه در درون شما وجود داشته باشد. بخاطر داشته باشد نخستین گام در برند سازی شخصی خود شناسی است.

نکته دوم : حوزه ای را برای متخصص بودن انتخاب کنید که شلوغ نباشد یا متخصصان آن حوزه خوب عمل نکرده باشند و جای کار داشته باشد. یا نیازمند اطلاعات بهتر و تفسیر بیشتری باشد، یا تشنه دیدگاه های تازه تری باشد.

برگزاری ورکشاپ ها، مصاحبه با رسانه ها، ستون نویسی در روزنامه ها و نشریات تخصصی، نوشتن کتاب در زمینه تخصصی که دارید، تاکتیک های موثری برای این استراتژی هستند.

 

7- برتر از دیگران باشید تا مشتریان شما را ترجیح دهند

می توانید استراتژی برند خود را بر مبنای مشتریان ایجاد کنید. مشتریان هدفی که خدمات شما را ترجیح می دهند.

برندی باشید که توسط نخبگان انتخاب می شود. برای مثال جراح زیبایی که فقط برای سلبریتی ها عمل زیبایی انجام می دهد.

در اجرای این استراتژی سخت ترین قسمت بدست آوردن اولین مشتری از گروه مورد نظر است. وقتی این بخش انجام شد همین مشتری باعث ایجاد کشش در دیگر افراد خواهد شد.

 در اجرای این استراتژی لازم نیست حتما به سلبریتی ها و افراد های پروفایل جامعه فکر کنید. آیا بخشی از بازار هست که خدمات شما را ترجیح دهد؟ آیا این بخش از بازار می تواند نقطه تمرکزی برای برند شما باشد؟

8- قیمت بالا برای خدمات خود قرار دهید

برای بسیاری از مردم قیمت بالا مترادف با برتر بودن است. مدیری که 20 میلیون حقوق ماهانه دریافت می کند حتما بهتر است از مدیری که ماهانه 5 میلیون حقوق دریافت می کند.

بسیاری اوقات اگر مشتری اطلاعاتی برای مقایسه دو محصول با هم نداشته باشد، قیمت مبنای مقایسه او خواهد بود.

هرکسی که از این استراتژی استفاده می کند باید اعتبار کافی و توانایی اثبات ارزش آن را نیز داشته باشد.

بسیاری از مشاوران ، لابیگرها و مدیران بانکی که پستهای بالا رتبه دولتی داشته اند؛ هنگامی که به بخش خصوصی وارد می شوند می توانند از سابقه قبلی خود برای اتخاذ این استراتژی کمک بگیرند.

دور از دسترس همگان بودن و بسختی در دسترس بودن نیز، اصلی است که باید توسط هرکسی که این استراتژی را اتخاذ می کند رعایت شود.

 

9- از میراث خود استفاده کنید

نام خانوادگی شناخته شده می تواند میراث گران بهایی برای برند شما باشد.

دانشگاهی که در آن تحصیل کرده اید

دوره های معتبری که شرکت کرده اید

سابقه ای که در شرکتی معتبر داشته اید،

عضویت در یک گروه نخبه،

جوایزی که کسب کرده اید

و ... هم میراث شما محسوب می شوند و می توانید از آنها در برندسازی شخصی خود استفاده کنید.

 

10- علت چیزی باشید

برای بسیاری از مردم، انجام کاری معنی دار و قابل توجه مهم تر از دستیابی به تعریف استاندارد موفقیت است. به مارتین لوترکینگ و جنبش حقوق مدنی فکر کنید یا گلوریا استاینم (یکی از رهبران اصلی موج دوم فمنیسم در آمریکا) و آزادی زنان.

به بانو سعیده قدس نویسنده و بنیانگذار مؤسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان (محک) فکر کنید.

در این استراتژی قدرتمند، شما علت بوجود آمدن یا مدافع یک حرکت و جنبش هستید.

بعد از مطالعه این مطلب
برچسب ها
اشتراک گذاری در :
امین برهمند
مشاور و مدرس کسب و کارها در حوزه فن آوری اطلاعات

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه