مدیریت و بازاریابی>برندسازی شخصی

آیا پرداختن به برند سازی شخصی برای من مفید است؟

آیا پرداختن به برند سازی شخصی برای من مفید است؟

چند وقتی هست که بحث برندسازی شخصی جدی تر شده. کتاب های بیشتری نوشته و یا ترجمه شده اند، مطابق انتظار همایش ها و کارگاه های فروانی هم برگزار می شود.

اما آیا واقعا پرداختن به برند سازی شخصی برای من مفید است؟

برای پاسخ به این سوال لازم است ابتدا تعریفی از برندسازی شخصی داشته باشیم و به زبان ساده بگوییم برندسازی شخصی چیست و قرار است چه کاری انجام دهد.

برند شخصی تصویری است که در ذهن دیگران از ما ایجاد می شود و نمایانگر شخصیت، ارزش ها، تخصص و ویژگی هایی است که ما را در بین رقبایمان منحصر بفرد می کند و برندسازی شخصی به معنای ساخت و مدیریت آگاهانه این تصویر در ذهن دیگران است.

با این تعریف می توانیم بگوییم هر فردی یک برند شخصی دارد!

اصطلاح برند شخصی را اولین بار تام پیتر از بزرگان علم مدیریت در سال 1997 بکار گرفت. در مقاله ای که هنوز هم می توانید در سایت فست کمپانی آن را مطالعه فرمایید. در آن مقاله می گوید :" وقت آن رسیده است که من و شما از برندهای بزرگ، درس بگیریم. همه ما باید باید اهمیت برندسازی را درک کنیم. هر کدام از ما مدیر یک کسب و کار هستیم. کسب و کاری یک نفره ! با یک مدیر که خود شما هستید. هر یک از ما برندی به نام خود داریم! "

با درس گرفتن از برندهای بزرگ می توانیم بگوییم :

برند قوی حتی در بازار شلوغ نیز بخوبی توجه ها را بخود جلب می کند!

برند شخصی قول و تعهدی است که به دیگران می گوید چه انتظاراتی می توانند از ما داشته باشند!

نقاط تمایز و ویژگی های ما، ارزش های ما و چارچوب تعامل با ما را برای دیگران تبیین می کند!

به بازار هدف ما می گوید چه کسی هستیم و چگونه از ارتباط داشتن با ما سود خواهند برد!

برند شخصی می تواند نام ما را تا ابد زنده نگه دارد!

اما بخاطر داشته باشیم : برندسازی شخصی اکسیری نیست که بر مس وجود هرکسی بیافتد از او طلا بسازد. مسئولیت از آغاز تا پایان بر عهده خود شخص خواهد بود.

برای تصمیم گیری در مورد پرداختن یا نپرداختن به برندسازی شخصی لازم است ابتدا به این دو موضوع فکر کنیم :

1- اگر تاریخ و تحولات حوزه بازاریابی از زمان صنعتی شدن جهان تا عصر حاضر که برندها مدیریت ذهن مشتریان را بدست گرفته اند، مورد بررسی قرار دهیم، یک مفهوم و محرک اصلی برای همه این تغییرات می یابیم : رقابت!

رقابت باعث شد تا خوب بودن دیگر کافی نباشد و از عصر محوریت تولید به عصر فروش وارد شویم و از فروش به حاکمیت بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتریان و برندسازی.

در حوزه تخصص و کسب و کار من رقابت چگونه است؟ آیا در جایگاهی پایین تر از آنچه باید باشم ایستاده ام؟

2- برندسازی شخصی کلا در مورد ادراک است. دیگران چه ادراکی از ما دارند و چگونه این ادراک شکل گرفته است؟ چه تصویری در ذهن دیگران دارم؟ و آیا این تصویر در موفقیت من، در پیشرفت شغلی من نقشی دارد؟

پاسخ به این سوالات البته پیش زمینه ای مهم را نیز طلب می کند. مخاطبان من چه کسانی هستند ؟ آیا انتخاب کرده ام که چه بخشی از بازار مشتریان من باشند؟

بعد از مطالعه این مطلب
برچسب ها
اشتراک گذاری در :
امین برهمند
مشاور و مدرس کسب و کارها در حوزه فن آوری اطلاعات

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه